آیا دوران پهلوی بخش‌هایی از ایران تجزیه شد!؟ - ابوسعید

 نویسنده:

ابوسعید

(همراه با کامنت‌ها و نظرات خوانندگان)

از کانال تلگرام "مشروطه‌شناسی بازنگرانه"


لینک ادعای دروغین تجزيه‌ی ایران در دوران پهلوی


پاسخ ابوسعید

به ادعای دروغین تجزيه‌ی ایران در دوران پهلوی 

کوه آرارات، اروندرود، بحرین، منطقهٔ فیروزه
این ادعای دروغین که پهلوی بخش هایی از کشور مثل بخشی از کوه آرارات و یا بحرین و منطقه فیروزه و اروندرود را به کشورهای بیگانه واگذار کرده ادعایی نادرست است و واقعیت چیز دیگری است و داستان را کامل روایت نمی کنند. این یا از سر ناآگاهی است و یا این که قصد تحریف تاریخ با اهداف سیاسی دارند.

اصلا اسناد دقیقی که مرزها قبلا در آنها تعیین شده باشد و مورد توافق دو کشور بوده باشد وجود ندارد.
اصلا نقشه برداری نشده بود که بعد ادعا کنند که جدا شده است؛ دو‌ طرف فقط ادعای مالکیت آن مناطق را داشتند.

مثلا شاهان قاجار سند مهم توافقنامه آماسیه صفویه با ترکیه عثمانی را مفقود کرده بودند و در طرف ترکیه هم حتی سند خاصی موجود نبود. مرزها مبهم بود و صرفا ادعا بود. سیم خاردار و مرز فیزیکی نبود اسامی حدود و محدودهٔ مناطق، مورد دعوی بود.

بحث تعیین هزاران کیلومتر مرز طبیعی بود. یک جاهایی توافق شده و با مناطق دیگر جا به جا سود به علت عوارض و کوه ها و در کل در ازای این چند مورد بسیار جزیی نسبت به کل مرزها جاهای دیگر تصاحب شد.
یقینا تیمورتاش که وظیفه تعیین مرزها با شوروی و فروغی با ترکیه و عامری با عراق  بهترین تصمیم ها را گرفتند و شوراهای  کارشناسی تشکیل شد که ماهها به طول انجامید. سپس، وزرا و روسای دو کشور و مجالس کشور تایید کردند و توافقات امضا شد.

در سیاست این گونه  نیست که مسائل یک طرفه باشد،  همه چیز  بر مبنای مذاکره و توانمندی نظامی و سیاسی و در نهایت توافق است.

یادی باید کرد از فروغی بزرگ که با احترام و دوستی متقابل که با آتاتورک داشت آتاتورک بدون کوچکترین مخالفتی با وی تایید کرد و عصمت پاشا هم همچنین تایید کرده بود چون احترام و روابط دوستانه با فروغی داشت و رضا شاه و فروغی و تیم‌ کارشناسی و نقشه برداری شان. یک معضل بیش از  ١٧ جنگ تاریخی با عثمانی در طول مدت ٧٢ سال جنگ با  در زمانی بیش از سیصد و پنجاه سال را. بلاخره حل کردند.
که این هنر بزرگ دیپلماسی امثال فروغی و مهمت پاشا و عصمت پاشا بود.

منطقه فیروزه
منطقه کوچک فیروزه در ترکمنستان امروزی کاملا در آن طرف کوههای هزار مسجد بود. الان هم تفرجگاه کوچکی کنار شهر عشق اباد است. چطور ممکن بود یک بخش کوچک از آن طرف رشته کوه. در داخل مرز باقی بماند؟ پس با بخش دیگری  جا به جا شد مرحوم امان الله جهانبانی. پدر نوسازی ارتش ایران. نظارت داشت و اگر کسی بگوید در این مورد تجزیه ای صورت گرفته متاسفانه باید گفت چیزی از تاریخ و جغرافیا و سیاست نمی‌داند.

کلا هیچ شهری و منطقه مهمی در دوران پهلوی جا به جا نشد بلکه غالبا دست بالاتر با ایران بود که به خاطر تسلط و مهارت دولتمردان ان روزگار بود.

بحرین
بحرین هم هیچ گاه در دوران قاجار دست ایران نبود. بیشتر یک ادعا بود با سه جزیره تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی که با ادعای متقابل اعراب جا به جا شد. اکنون آنها مدعی‌اند که پهلوی سرشان کلاه گذاشته چون ایرانیان اتفاقا موقعیت بسیار ژئوپولیتیکی بهتری در تنگه هرمز نسبت به خلیج پرت بحرین دارند و حتی نسبت به بحرین نفت بیشتری هم دارند!

اتفاقا انها برای همین شاکی هستند و بحرین تحت مالکیت انگلیس و شیوخ دست نشانده بود که ایران هیچ مالیات و نفوذی آنجا نداشت. بعد از خروج انگلیس ادعایی مطرح شد. شاه دنبال توافق با اعراب بود و سیاست درستی به خرج داد و ادعا را مبادله کرد.

در عراق و اروند رود که آنها شاکی هستند و در موارد متعدد به نفع ایران توافق شد. یک دلیل صدام برای جنگ همین نارضایتی بود.
تحریف تاریخ و روایت بخشی ناقص از تاریخ هنر خیانت کاران است که جای خادم و خائن میهن را عوض می‌کنند، در حالی که از بی کفایتی قاجار و قرارداد آخال و گلستان و ترکمنچای و بلوچستان و عراق و نه کشور و ایالت امروزی که از دست دادند سخنی نمی‌گویند.

درود بر آن الیت اریستو کرات و مردان بزرگ آن روزگار که ایران را از نو ساختند، مرزها را تعیین کردند، از تعیین یکسان اوزان در کشور شروع کردند، و کشور را مدرن  آباد کردند؛ زبان و خط و سواد آموزی را ساده و روشن کرده و مدرسه و دانشگاه احداث کردند و مدرنیته و راه اهن و جاده و بیمارستان و ارتش و بوروکراسی تکنوکراتیک کارامدی را راه انداختند و به تکنوکرات ها میدان دادند و تمام اهداف ارزوی مشروطه چیان را براورده کردند و کمتر از خدمات انها یادی شده است.
قبلتر حتی یک سفارت خانه درست در کشورهای خارجی نداشتیم مگر آن که محقر بود. در خاطرات فروغی ذکر شده چطور آتاتورک بهترین زمین در ترکیه را برای احداث سفارت خانه بزرگ ایران در اختیار وی قرار داد و آن دوران اعتبار و شخصیت به کشور و ملت ایران داد.


کامنت‌های مخاطبان به مطلب ابوسعید 👇


علیرضا افشاری:

کامنت علیرضا افشاری @afshari1397 بر پاسخ ابوسعید به "ادعای دروغین تجزيه‌ی ایران در دوران پهلوی"

دوست عزیز، من دوستدار پهلوی ها هستم اما این تجزیه‌ها رخ داده. آنقدر به طرفی نرویم تا از آن سو سقوط کنیم. برای نمونه درباره‌ی بحرین سند و مدرک بسیار است. درست است ما بر آن مثلا در دوره قاجار تسلط نداشتیم اما ادعایی تاریخی داشتیم و این را بارها عنوان کردیم، دقیقا مانند پنجاه درصد دریای مازندران که هیچ تسلطی بر آن نداشتیم اما ادعای مان مستند است و این کنوانسیون جدید آن ادعا را نابود می‌کند. شکل‌گیری ادعای تاریخی موضوعی ساده و راحت نیست و به یک تاریخ تکیه می‌کند. و این ادعا مفت از دست رفت.
اینقدر سریع هم با آوردن دو خط مطلب حکم تحریف تاریخ را به دیگران نبندیم. نخست بحث کنیم. سخن مان به کرسی نشست خودش آشکار خواهد شد. انبوه خدمات پهلوی و شکست و قراردادهای خفت بار ایران قاجاری از روس‌ها هم ربطی به این موضوع ندارد. با آمیختن اینها فقط قدرت تشخیص درست را از بین می‌بریم که در آن صورت نیت ما در بازخوانی درست تاریخ و دستیابی به واقعیت و حقیقت زیر سوال می‌رود.

تاریخ تجزیه ی ایران. هوشنگ طالع. 6جلد.
دفتر یکم: توطئه ی نافرجام برای تجزیه ی آذربایجان.
دفتر دوم: تجزیه ی بحرین.
دفتر سوم: مرزهای باختری ایران ( تجزیه میان رودان و سرزمین های کردنشین).
دفتر چهارم: تجزیه ی قفقاز.
دفتر پنجم: تجزیه ی سرزمین های خاوری (افغانستان، بلوچستان، سیستان، خوارزم و فراورد).
دفتر ششم: تلاش در راه وحدت.

لینک دانلود کتاب‌ها:

https://t.me/Mashrooteh2/44


ابوسعید:

خود منتقد پذیرفته از قاجار ما تسلط نداشتیم و ادعای مالکیت بوده و در کتاب هم ذکر شده از زمان دویست سال بیشتر از  جنگ های ایران و روس به بعد انگلیس و اعراب  از فرصت استفاده بحرین را جدا میکنند خب این که عین متن است کجاش تفاوت دارد در متن اصلی اشاره شده شاه این ادعا را با ادعای جزایر دیگر جا به جا کرده و سیاست به خرج داده و با این کار بر رهبری وی در اوپک و نفوذ با اعراب و رابطه حسنه با انها اضافه شده که تاثیر موثر مالی و سیاسی بسیار بیشتری برای ایران داشت  پس ادعای تجزیه درست نیست بحث سیاسی و‌ ادعای سیاسی است که طبعا جای بحث دارد و اپوزیسیون ان زمان به ضرر منافع کشور تفسیر میکردند و جای اختلاف در هر نظر سیاسی است سیاست یعنی همین قربانی دادن و پوئن گرفتن از دید عمل گرایانه است سیاست شاه هوشمندانه و به نفع روابط گسترده با اعراب درست بود حالا کسی ممکن است قبول نکند ولی آثارش ان زمان پیدا شد در افزایش قیمت نفت و درامد ایران
متوجه نشدم کجای متن اصلی دقیقا خلاف تاریخ واقع شده بود خود منتقد دقیقا چه واقعه تاریخی را ذکر کرده خلاف بیان شده
اگر بر ادعا باشد الان هرات و گرجستان و قفقاز همین وضع داریم الانم ادعا داریم پس بریم سفت بیاستیم بجنگیم این ذهن منتقد عمل گرایانه نیست در عمل و رفتار سیاسی به بنبست و جنگ و ضرر ختم میشود راه دوم این بود شاه روی ادعای دویست سال قبل پافشاری  و میجنگید؟ به نفع کشور بود؟


علی پیروز:

این مطالب از سر شاه پرستی است نه میهن پرستی!! اینهمه توضیح و پیچاندن و صغرا و کبرا کردن چیزی نیست جز ماله بکشند!!!
در صحن مجلس شورای ملی هم مسئله بحرین تصویب شد هم دشت ناامید اینها دیگر فیلمشان موجود است!!! اگر این بخشها از قبل جدا شده بود چه لزومی به رسمیت بخشیدن داشت!!!!؟ چرا علم خون‌ گریه میکرد!!! چرا بسیاری از اصحاب حکومت همان زمان مخالف بودند!!!
چرا برای تایید کسی دست به هر نوع جعل تاریخ باید زد!!؟
اینها همانها هستند که برای تایید تمام قد و تمام عیار پهلوی منکر کودتا علیه مصدق میشوند!!! خود بریتانیا و امریکا اسنادشان را منتشر کرده و به کودتای آژاکس معترفند اما عده ای حاضرند برای پیشبرد جریان سیاسی خودشان حتی روز را هم انکار کنند!
نقشه برداری نشده بود!! این از آن حرفهاست!
بروید خاطرات و اسناد امیرکبیر آنزمان که هنوز به صدارت نرسیده و مذاکره کننده میان ایران و عثمانی است را بخوانید
چند نوبت وجب به وجب مرزهای غربی کشور نقشه برداری میشود! عثمانی پس از مدتی بر سر قلعه محمره دبه میکند اما ایران نمیپذیرد و الاخ..
شاه زورش به انگلیسی ها نمیرسید، مسئله دیگری نیست.
همان زمان ادعای جزایر سه گانه هم وجود داشت، و اتفاقا اسناد نقشه برداری هند شرقی وجود دارد و هنوز هم به آن استناد میشود!
در متن مینویسد بحرین معاوضه شد!! با چه!!!؟
اساسا اگر غربی ها امروز ادعای خلیج عربی را مطرح میکنند مهمترین دلیلش اش بحرین است
تا قبل از بحرین کل خلیج فارس خاک ایران بود، اما بعد از واسپاری بحرین این مرز عقب رفت و دریا مرز آبی و منطقه آزاد بین المللی دارد.
بله انگلیسی ها زور میگفتند اما مشروعیت نداشت آنچه مطرح میکردند
اما شاه مشکلشان را حل کرد. در مجلس ایران آنرا تصویب کرد. این را که دیگر نمیتوانند انکار کنند!
مردم شیعه‌ی بحرین که عمدتا از مردم لار و میناب و خارک و… هستند، تا مدتها در ساحل منتظر کشتی های ارتش ایران بودند که بحرین همچنان تحت قیمومیت ایران بماند. اما با ان انتخابات جعلی بحرین تقدیم شیوخی از عربستان شد که هیچ نسبتی با مردم بحرین نداشت و ندارند!
همان ادعایی که در مورد بحرین داشتند در مورد جزایر سه گانه هم داشتند.
هنوز هم امارات از هر طریقی که میتواند ادعایش را مطرح میکند! اما چه نسیب اش شده!! هیچ
ای کاش آنزمان بحرین هم در همان وضعیت بلاتکلیف باقی میماند و در مجلس تصویب نمیشد!
این کار را چرا نکردند!!!

آنها که میخواهند بدانند بدانند بروند روند تعیین مرز در توافق ارزنه الروم و پروتوکل استامبول را مطالعه کنند، دو کشور دیگر ،روسبه و ترکیه با هم منافشه دارند در عهدنامه قارص ایران چرا هزینه اش را بدهد که امروز ناچار باشیم بر سر این نقطه با باکو به پشتیبانی ترکیه و دالان زنگه زوری که اگر این توافق نبود امکان طرح اش هم وجود نداشت تهدید کریدوری داشته باشیم و بجنگیم و کشته بدهیم، که چه که رضاخان میخواسته دل آتاتورک را بدست بیاورد!!! اساسا مسئله عهدنامه قارص دخلی به ایران نداشته!
در عهدنامه ترکمانچای حدود مرزی ارس تعیین شد و از آنجایی که بخشی از سرزمینها ربطی به مرز ارس نداشت در ادامه رود ارس قره سو به عنوان مرز تعیین شد و یک سال پس از انعقاد عهدنامه ترکمنچای، پروتکل مرزی این عهدنامه نیز تنظیم و براساس این پروتکل، علایم مرزی نصب شد.
اما سربازان روس مرتبا به این منطقه دست اندازی میکردند، ولی از حیث حقوقی این سرزمین ها متعلق به ایران بود و در پروتوکل هم قید شده بود، اقبال السلطنه ماکویی هم اسناد مالکیت شخصی این زمینها را داشت و مرتبا از ایران خواستار اعلام حاکمیت بر این منطقه بود، پس از حیث حقوقی حتی اگر روسها آن منطقه را در تصرف هم داشتند این تصرف غیر قانونی بود، در سال ۱۳۰۲ هم اقبال السلطنه فرماندار ماکو دلایل و استاد متعددی مبنی بر مالکیت این مناطق ارائه کرد، اما رضاخان به جای آنکه در برابر مدعای حقوقی اش پافشاری کند این مناطق را از آن روسها دانست که حالا طبق عهدنامه قارص بخشی از خاک ترکیه میشدند.
حالا سوالی هست مگر نه اینکه امارات و انگلستان ادعاهایی مبنی بر مالکیت تنب بزرگ و تنب کوچک و ابوموسی طرح میکنند!؟ اگر جمهوری اسلامی با این بهانه مالکیت  جزایر را واگذار کند آیا شما میپذیرید!؟ آیا آنرا قانونی میدانید! یا تجزیه کشور میشمارید!!!
از آن بدتر چرا باید وقتی از حیث حقوقی اسناد به نفع شماست و میتوانید از لحاظ حقوقی پیگیری کنید و تن به خواسته های نابجا ندهید بردارید خودتان در مجلس هم هرچه دیگر دول میخواهند رسمیت هم ببخشید!!!
در مورد بحرین هم وضعیت مشابه همین است!
اینجاست که عرض میکنم این نوع ماله کشی به نفع جریان سیاسی مطلوبشان است.

و بدبختی بزرگتر آنجاست که این حضرات در تمام‌اختلافات همواره بازنده اند!!! چرا یکجا برنده نبودند! نه تنها از اهرم حقوقی بهره هم نمیبرند از اهرم مردمی هم همینطور!! و از همه بدتر تصرف آنها را هم از لحاظ حقوقی معطل نگهنمیدارند بلکه در مجلس شورای ملی هرجا که واگذار کرده اند را رسمیت بخشیده اند!

اینها پاسخ های من است
برای چنین کسی که تجزیه ایران را ماله میکشد هم حرف مستقیمی ندارم
میخواهی برایش بفرست
به چنین فردی فحش هم زیادی است چه رسد به سلام دادن
کسی که زیر بار تجزیه ایران میرود هر خری باشد، قاجار یا پهلوی یا جمهوری اسلامی یا هر یابوی دیگری، باید در برابرش ایستاد و دهان ماله کشهایش را هم باید خورد کرد

هرچند که ماله کشی این حضرات محدود به تجزیه نیست بلکه در ماجرای مصدق هم اینها ماله میکشند.
در ماجرای آذربایجان و کردستان هم که اساسا با تدبیر قوام و مصدق خاتمه پیدا کرده بود هم از آن گند بزرگ شاه که هنوز هم گریبان مارا رها نمیکند نه تنها حمایت میکنند بلکه از او ناجی هم میسازند!
آن مردک بوزینه(پیشه وری و دار و دسته اش که فرار کردند) اما قاضی محمد تسلیم شده بود
نیازی هم به تنبیه اش نبود، کافی بود این فرد نادم را میبردند در رادیو و اذعان میکرد که فریب بیگانه را خورده و آلت دست شده، و ماجرا را شرح میداد، تا قائله ی تجزیه طلبی برای همیشه پایان پیدا کند.
اما شاه‌ ما میخواست قهرمان ملت بنماید! و همه را از دم تیغ گذراند! نتیجه شد قهرمان سازی از مشتی فریب خورده فرصت طلب و تجزیه طلب و زخمی که همچنان از آن هر قدرتی دارد برای آسیب به تمامیت ارضی بهره ببرد.
حب شاه دارید از نیکی هایش دفاع کنید
گندها را چرا ماله میکشید. از فردا هر نالایقی بخشی از ایران را از دست بدهد عده ای هم با همین رویه ماله بکشند!!!!
هر وجب خاک این سرزمین خاک تن هزاران هزار شهیدی است که برای حفظ آن خونشان ریخته شده از آرش تا شهدای جنگ تحمیلی با صدام دژخیم.

باید از چنین توجیه کردن هایی ترسید
چرا که به مرور با کیش شخصیت نسبت به این حکومت و آن حکومت به ادبیات قالب بدل میشود آنوقت هیچکس از این مرز و بوم دفاع نخواهد کرد.

این خاک متعلق به ملت تاریخی اوست نه این حاکم و آن حکومت


ابوسعید:

ادبیات این متن که نمیدانم کیست  پر از فحش و انگ زنی است وقتی کسی انگ راه گفتگو بسته میشود
   خاک پرستی عین و فقط تنها راه میهن پرستی نیست
ادعا ها بوده دعواها بوده دهها بار جنگ ها بوده مرزها بازها اکاردیونی جابه جا شده من خواستم موضوع مصلحت و‌منفعت ملی را منتقل کنم که توجه نشد
این ادعا دو‌ طرف بوده توافق شده به علل همکاری سیاسی موضوع اینست
سیاست فقط چماق و میدان جنگ تمام نیست مذاکره و صلح و توافق هم یک میهن پرست میتواند داشته باشد در نهایت سعادت ملت بوده شاه چه گیرش امده ایا رشوه گرفته بود یا به جز منافع ملی
به هر حال من ادامه نمیدهم کسی که فحش و انگ میزند متاسفم فقط بنده وقتم را برای روشن کردن وی نخواهم گذاشت

مفت ندادیم بحرین را میلیاردها دلار به علت روابط با اعراب و حمایت انها در اوپک صاحب درامد بیشتر  شدیم و جزایر سه گانه تبادل شد هم جزایر و هم بحرین ادعای دو‌ طرف بود اینها در طول تاریخ بارها دست به دست شده بود دویست سال هم دست ما نبود

در تاریخ بحرین  بارها جدا از ایران بوده در باستان هم خیلی مواقع دست ایران نبوده  داستانش مفصل است و اینگونه که همواره  دست ما باشد همیشه ابدا مثلا بعد سال ۹۰۰ مدتی دست شورشیان معروف  قرمطیان اداره شد و بعد طولانی خاندان اعراب محلی  عیونی انجا حاکمیت داشتند
هنگام صفویه هم مدت ها  هم دست پرتغالی ها بود  همواره هم شیخ انجا در زمانی که مالک ایران بوده خراج نمی‌داده و به سمت عمان که مرکز نفوذ دزدان دریایی و هلند و پرتغال و انگلیس غش میکرد کلا سرک بودند  و از انجا تابعیت میکرده اند.
تا میرسیم زمان نادرشاه که نادر نیروی دریای ساخت و  آنجا را اشغال میکند بعد دوره نادر که اشغال کرد دست ما بود ولی باز خراج گیری مشکل داشت  تا اوایل قاجار و بعد مجدد شورش کردند بارها و بعد از اول قاجار ۱۷۸۳ به کمک انگلیس و شیوخ ال خلیفه  دست نشان ده دست انگلیسی ها بود تا پهلوی دوم که انگلیس رفت و انها  اعلام استقلال کردند در زمان استقلال ۱۹۷۱ باید در نظر گرفت که از اول قاجار دیگر هیچ گاه  دست ما نبوده و خراج نمیداده و ایران نفوذ نداشته چون اساسا ما ارتشی نداشتیم و داشتن نیروی دریایی در خلیج فارس هم دست انگلیس بوده کلیه ناوگان و  حتی تجارت را  انها کنترل میکردند

برتری فقط ماتریال نیست زمین نیست روابط با همسایگان مهمتر هست برخی موارد مثال قره باغ را ببینید ایا بهتر نبود مصالحه شود و از روابط با آذربایجان  و ارمنستان مردم دو‌طرف بهره ببرند به جای لجاجت و جنگ  نایودکننده

پهلوی بعد انهمه تجارب جنگ ها با همسایگان و وجود تاریخدان و‌ سیاست ماهر نمیخواست کشور درگیر مسایل مرزی شود وگرنه کلا نابود میشد میخواست به هر قیمتی حل شود تا نیرو و ارتش برای سرکوب اشرار جدایی طلب صرف شود و در دهه چهل هم دنبال درامد بیشتر برای ساخت کشور بود لذا مصالحه کرد با اعراب که زیر بار قرض از امریکا نرود و ان دهه طلایی چهل حاصل این سیاست زیرکانه محمدرضا شاه بود ماجرای فشار کندی و وزیر اقتصاد بخوانید داستان اوپک بخوانید سیاست روی زمین و با تمام متریال و مصالح و مزایا منافع است بهترین تصمیم را گرفتند چه پهلوی اول که بی نقص بود  چه پهلوی دوم در مورد بحرین منافع ملی عمل کردند درک این فقط  با تاریخ و کتاب نیست سیاست است سیاست در تجربه تاریخی و تحلیل تاریخ است و به استراتژی توسعه کشور بستگی دارد که شاه داشت دنبال توسعه بود دنبال درامد و عدم وابستگی به امریکا بود سرنوشت کشورهای قرض گرفته را دیده بود اتفاقا رکب زد به امریکا و غرب با گزان کردن که خب دشمنش هم شدند

 فهرست فوق را ببینید

مرزهای بین ایران و عثمانی بیش از هفتاد سال در جنگ ها جا به جا شده و اسناد اغلب توافقات انها مانند اماسیه  هم نابود شده و موجود نیست یا اشکال دارد و تفاوت دارد عملا برای تعیین مرزها زمان پهلوی راهی به جز مصالحه با توجه به استراتژی کشور که تمرکز به ساخت ارتش و نیرو برای بازسازی داخل بود نبود و عاقلانه تصمیم را اتاتورک و رضا شاه گرفتند وگرنه باید بر می‌گشتند به دوره ناتمام جنگ های طولانی که شده بود و دلیل اصلی افول هر دو امپراتوری عثمانی و ایران در برابر غرب این جنگ های داخلی بود چیزی که به شما این ناقص خوانان تاریخ نمیگویند.

علیرضا افشاری:
دوستمان هیچ استدلالی نیاورده که ارزش گفت‌وگو داشته باشد و چیزی بر دانش دیگران بیفزاید. فقط گفته در دوران قاجار دست ایران نبوده، که توضیح دادم سخن نادرستی است. چرا مثلا چین پس از سال‌ها مناطق جداشده از خود را یا دوباره گرفته یا پیگیر است؟ اتفاقا اگر ما در هنگام جدایی‌ها - مثلا افغانستان و بلوچستان را ایران شرقی می‌نامیدیم و آن یکی را ایران شمالی و غیره - این جداییها را به این راحتی نمیپذیرفتیم. یک نقد کوچک من به فرمانروایی رضاشاه همین است که هر چند برای ساختن ایران حکومت وقت قائل به ایران سیاسی جدید و دولت - ملت در آن شد اما آگاهی بخشی درباره‌ی بخش‌های جداشده را به گونه ای انجام ندادند که موضوع زنده بماند (ارزشمندی اصلی حزب پان ایرانیست در همین توجه دادن دوباره به این موضوع حیاتی است) و آن جریان برای ایرانیان تبدیل به موضوعی تاریخی شد هر چند ازسوی دیگر سبب تقویت جریان‌های قومی گردید... و فراموش نکنیم اکثریت جمعیت بحرین در هنگام جدایی نه تنها ایرانی بودند بلکه شیعه هم بودند که نشان کوتاهی دستگاه آخوندی است که امروزه برایش پیشینه می‌سازند که در همه‌ی وقایع تاریخ معاصر نقش داشته‌اند در حالی که موضوعی به این بزرگی و آشکاری را (به زیر دولتی سنی رفتن اکثریت مطلقی شیعه) هیچ واکنشی نداشتند. در نتیجه این که اکنون آنها به جهت تبلیغ خودشان دم از تجزیه‌ی بحرین می‌زنند باید گفت شما دیگر ساکن باشید.

دوستمان نوشته «بیشتر یک ادعا بود» یعنی واقعا درباره‌ی همه‌ی بخش‌های جداشده ایران اینگونه فکر می‌کند؟ یا قبلش یک خطکش برمی‌دارد که این قاجاری جدا شده و آن پهلوی، پس آن مهم است و این نیست؟ گفتنی بسیار است. متلا چرا مدتی پیشش ما در مجلس مان دو کرسی برای مردم بحرین گذاشتیم یا چرا ستاد ارتش آن پژوهش مستند را درباره‌ی ایرانی بودن بحرین انجام داد؟ که اینها هم قطعا با تایید محمدرضا شاه بوده. خب، آن کارها نادرست بود و این یکی (پذیرش نظرخواهی جعلی برای جدایی) درست؟ و تا قبلش نمی‌دانستند که این فقط ادعا بوده و بعد یکباره خوابنما شدند؟ و سپس بر اساس یک «ادعا» - به زعم نویسنده - تبادل انجام دادند؟! یعنی دیگران نمی‌دانستند ادعا بوده؟

در ضمن بحث تبادل با جزیره‌ها هم نبوده. اینها بحثهایی جداست. این که به زعم نویسنده، طرف مقابل اکنون مدعی‌ است که پهلوی سرشان کلاه گذاشته چون ایرانیان اتفاقا موقعیت بسیار ژئوپولیتیکی بهتری در تنگه هرمز نسبت به خلیج پرت بحرین دارند و حتی نسبت به بحرین نفت بیشتری هم دارند! یعنی چه؟ یعنی حاضرند بحرین را پس بدهند و جزایر را بگیرند؟ 😁 یا فقط می‌خواهند جزایر را بگیرند؟ که این هم نشان آن است که به گونه ای کار را پیش نبردیم (دست‌کم به صورت حقوقی) که استخوان لای زخم نشود تا از همان آغاز انقلاب مدعی این جزایر نشوند؟ و این انجام درست روال که بعدا دبه نکنند هیچ ارتباطی با دوستی و توافق با اعراب، که بلی کار درستی بود، ندارد. (در اروند رود هم قرارداد ما منصفانه بود و نه به نفع ایران. صدام و دیگر اعراب زیاده خواه هستند که البته این موضوعی است دیگر).

در قبل انقلاب اکثریت ایرانیان مسلمان بودند و راحت به اسلام شان می‌رسیدند اما بعد از انقلاب آنقدر موضوع اسلام پررنگ شد ودر هر چیزی به چشم مان فرو رفت تا اکنون گمان نمی‌کنم چیزی از آن اسلام در نزد اکثریت مانده باشد. مبادا این کار را دوباره با دوران پهلوی انجام دهیم. اکنون بازگشت مردم به ارجگذاری به پهلوی بازگشتی اتفاقا خردمندانه است. پس اگر هم قصدمان انجام کاری است به قصد تنویر در تاریخ این را انجام دهیم و نه به خاطر نظام پهلوی. پیشنهاد میکنم دوستمان همان جلد بحرین از کتاب‌هایی را که گذاشتم نقد کند تا کارش ماندگار شود. شاید هم توانست نشان دهد که محمدرضا شاه کار درست را انجام داد (که البته عجیب است، چون خودش چنین باوری را نداشت و مردم بحرین هم در دهه‌ی بیست و حتا در دولت دکتر مصدق، چون موضوع به انگلستان مرتبط بود، نامه‌نگاری های بسیاری را با مقامات ایران داشتند و از ظلمی که به آنان می‌شد مینالیدند و یاری می‌خواستند. یعنی مردم بحرین در آن مقطع هنوز تصویرشان وابستگی به ایران بود که از هر سندی مهم تر است). اما روشش این نیست که هیچ کدام از کتاب‌ها و مقاله‌ها در این باره را نخوانده با چهار خط بخواهیم تاریخ را تغییر دهیم، که عرض کردم این نتیجه اش تغییر تاریخ نیست بلکه اتفاقا اقدامی در جهت تخریب پهلوی هاست که در کنار کارهای مشابه و دفاع های نادرست دیگر ذهنیتها را منفی می‌کند نسبت به طرفداران آن نظام. و صد البته تاریخ جدی هم تغییری نمی‌کند و این سخنان در سطح و شعار باقی میماند.

ابوسعید:
هرات و قفقاز از بحرین بسیار بیشتر ایرانی تر بوده در طول تاریخ زبان هم یکی بود در هرات  و اسناد موجود و در تاریخ مدت بیشتری از بحرین دست ایران بوده چرا انرا بولد نمیکنیم ان ادعا که واجب تر است برویم پس بگیریم برویم جنگ راه بیاندازیم چرا به ان نقد نمیکنیم
این سیاست یعنی مناقشه و جنگ نتیجه میشود لجبازی رژیم اسلامی که روز به روز در داخل ضعیف تر و در نتیجه کشور وابسته بیشتر به استعکار گران و در نهایت جدایی میشود مثل چین و مثل ترکیه اول کشور را بسازید بعد امپراتوری را بخواهید احیا کنید مثلا ببینید چین در مورد سنگاپور و تایوان را چگونه عمل میکند
بدون توان نظامی و اقتصادی این ها میشود تلاش ناکام و نتیجه عکس میدهد بدتر میشود کشور باید قوی باشد که بتواند از موضع قدرت در سیاست خارجی دفاع کند در موقعیت کاملا ضعیف پهلوی هم روزگار منفعت ملی همین بود که تصمیم و اتفاقا نتیجه هم گرفتند
میهن پرستی صبر و حوصله و سیاست و قدرت و جنگ و مذاکره با هم لازم دارد هدف منفعت کلی و مصلحت ملت است.
... 
* کامنت‌های مخاطبان از گروه کامنت کانال در تلگرام برداشته شده است. ولی ازین پس مخاطبان عزیز می‌توانند روی مطالب منتشر شده روی وبلاگ مستقیما کامنت بگذارند.
 
دنباله‌ی مطلب و کامنت‌ها در کانال تلگرام #مشروطه‌شناسی_بازنگرانه و بخش کامنت‌ها در زیر 👇

Https://t.me/Mashrooteh2









Comments